روابط عمومی درخدمت مدیراست .نه درخدمت مدیریت !!
بعضی ها می گویند .......
روابط عمومی درخدمت مدیراست .نه درخدمت مدیریت !!
هر چند روابط عمومی ونقش آن درنظام های اداری بردست اندرکاران این حرفه روشن است ولی هنوز برای بسیاری ازمدیران اجرایی، اهمیت و کارایی این نهاد مدنی که آن رامهندسی انسان وعصاره علم و هنر نیز نامیده اند مشخص و قابل لمس نگردیده است و همین موضوع باعث شده اکثراً به آن ، به چشم یک واحد تشریفاتی وصرفاً تبلیغاتی بنگرند.روابط عمومی ها ناظم های مدرسه اجتماع اند ، چرا که رسانه مانند معلم ،تدریس می کند ومدیران روابط عمومی ها مانند ناظم مدرسه ، نظم مدرسه اجتماع را برقرار می کنند. (کار روابط عمومی کار عشق است نه کارعادی وبرهمین مبنا کار در روابط عمومی در چهارچوب عقلانیت ابزاری قرار نمی گیرد).
روابط عمومی ها با توجه به شرح وظایف و جایگاه سازمانی خود که هنوز متاسفانه در بسیاری از سازمانها به صورت مدون مکتوب ومعلوم نگردیده دچار سردرگمی هستند.
روابط عمومی در هر موسسه ای مانند چشمان بینا و بازوان قدرتمند درجهت سوق دادن اهداف خود ، رضایت مردم و خدمت رسانی به سازمان در تلاش وحرکت است یعنی وکیل مدافع سازمان دربیرون ومدعی ارباب رجوع وکارکنان درداخل سازمان است.
هرچه اطلاعات وآگاهی مدیران از اهمیت ونقش روابط عمومی درجامعه بیشتر باشد ،روابط عمومی ها موفق ترند یابهتر بگوییم اگر مدیران بخواهند و روابط عمومی ها بتوانند ارتباطی ساخته و برقرار می شود. در غیر این صورت ما در شروع الفبای ارتباط هم مانده ایم چه رسد به ارتباط با افکار عمومی .
دراین مقال ، برآنیم که به نقش روابط عمومی و مدیریت واهمیت آن درجهان ارتباطات اشاره کوتاهی بنماییم.
وظیفه روابط عمومی ،ارشاد وهدایت مدیران درباره روشهایی است که طبق آن با افکار عمومی آنچنان که هست ، رفتار کنند و نگذارند مدیر با سلیقه خودش تمامی امور و تصمیم گیریها را به نوعی در انحصارخود درآورد.مدیران سازمان ها همواره بایداز مسوولین روابط عمومی ها بخواهند تا افکار عمومی موجود رابرای آنها ارز یابی کرده وتوضیح دهند.
باید مدیران به روابط عمومیها اعتماد پیدا کنند .واعتماد سازی در این مقوله در گرو عمل به اصول اخلاق حرفه ای است ومسوول روابط عمومی نباید زشتیها و ندانم بکاریها را بپوشاند یعنی درحقیقت نباید مشاطه گری کند چون نماینده مردم در سازمان است وباید حامی منافع مردم باشد.روابط عمومی حکم یک میانجی را درسازمان دارد که نباید سر دیگران کلاه بگذارد و مراقب باشد که باد کلاهش را نبرد ، باید سوء تفاهم ها را کم کند و مثل یک آژیر هشدار دهنده در مواقع بحرانی و اضطراری عمل کند ، نه اینکه خود چراغ خاموش برود وبشود راهنمای دیگران .
روابط عمومی موفق نشانگر سازمان موفق است و یک رئیس موفق حتما ً روابط عمومی موفق دارد پس اگرمی خواهیم روابط عمومی را تقویت کنیم لازمه آن این است که برای آن حوزه وسیعتری از مسوولیتها و اختیارات را تعریف کنیم . به نظر حقیر شاید حساسترین وظیفه روابط عمومی ها ارتباط با رسانه هاست. که متاسفانه این روزها بسیار بی رنگ شده و گاهی از حالت تعامل با رسانه ها خارج و به تقابل با آنها تبدیل شده ، یا اصلاً متصدیان مشاغل روابط عمومی ادارات کم ترین اطلاع تخصصی با این حرفه را ندارند.
روابط عمومی را مهندسی انسان معنا کرده اند ولذا صداقت درکار روابط عمومی از اصول پایه است ومسوول روابط عمومی باید در کارش صادق باشد وهدفش خدمت به آحاد جامعه وسازمانش باشد.
خدمت به مدیریت وظیفه روابط عمومی است نه خدمت به مدیر. اگر این کار راانجام دادیم موفق می شویم واگر فقط در فکر خدمت به شخص مدیرباشیم هرگز موفق نخواهیم شد.پس هر مدیریتی سزاوارروابط عمومی است که دارد.
روابط عمومی یک اداره کل نیست بلکه یک نظام وسازمان است که این سازمان باید تعامل خود را بامردم حفظ وتقویت کندوبکوشد اطلاع رسانی،ایجاد انگیزه وایجاد همبستگی نماید. روابط عمومی ها چراغداران عرصه توسعه اند و می توانند نقش بسیار موثری در توسعه داشته باشند به شرطی که هم مدیران وهم روابط عمومی ها به این وظیفه مهم آگاهی یابند.
پایان سخن اینکه از الان باید در اند یشه تقویت روابط عمومی ها باشیم چون فردا دیر است.
ایرج صالحی-شهریور88